سطح B2فعل

hochgehen

بلند شدن، منفجر شدن

English: to rise, to explode

صرف فعل hochgehen

حال
er geht hoch
گذشته‌ی ساده
ging hoch
پرفکت
ist hochgegangen
امری
geh hoch! / geht hoch!
  • ich gehe hoch
  • du gehst hoch
  • er/sie/es geht hoch
  • wir gehen hoch
  • ihr geht hoch
  • sie gehen hoch

جمله‌ی مثال با hochgehen

  • Lass uns hochgehen!

    بیا برویم بالا!

«hochgehen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.