سطح B2فعل

explodieren

منفجر شدن، ترکیدن

English: to explode

صرف فعل explodieren

حال
er explodiert
گذشته‌ی ساده
explodierte
پرفکت
ist explodiert
امری
explodier! / explodiert!
  • ich explodiere
  • du explodierst
  • er/sie/es explodiert
  • wir explodieren
  • ihr explodiert
  • sie explodieren

جمله‌ی مثال با explodieren

  • Dampfkessel können explodieren.

    دیگ‌های بخار ممکن است منفجر شوند.

«explodieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.