سطح C2فعل

detonieren

منفجر کردن

English: to detonate, to explode

صرف فعل detonieren

حال
er detoniert
گذشته‌ی ساده
detonierte
پرفکت
ist detoniert
امری
detoniere! / detoniert!
  • ich detoniere
  • du detonierst
  • er/sie/es detoniert
  • wir detonieren
  • ihr detoniert
  • sie detonieren

جمله‌ی مثال با detonieren

  • Die Bombe detonierte um Mitternacht.

    بمب نیمه‌شب منفجر شد.

«detonieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.