بازداشتن، مانع شدن
English: to hinder, impede
Kälte und Trockenheit hemmen die Entwicklung der Larven.
سرما و خشکی، رشد لاروها را کند میکند.
«hemmen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.