سطح C1فعل

behindern

مانع شدن، مزاحمت کردن

English: to hinder, obstruct

صرف فعل behindern

حال
er behindert
گذشته‌ی ساده
behinderte
پرفکت
hat behindert
امری
behindere! / behindert!
  • ich behindere
  • du behinderst
  • er/sie/es behindert
  • wir behindern
  • ihr behindert
  • sie behindern

جمله‌ی مثال با behindern

  • Langsamfahrer behindern den Verkehr.

    راننده‌های کند، ترافیک را مختل می‌کنند.

«behindern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.