سطح C2فعل

verlangsamen

کند کردن

English: to slow down

صرف فعل verlangsamen

حال
er verlangsamt
گذشته‌ی ساده
verlangsamte
پرفکت
hat verlangsamt
امری
verlangsame! / verlangsamt!
  • ich verlangsame
  • du verlangsamst
  • er/sie/es verlangsamt
  • wir verlangsamen
  • ihr verlangsamt
  • sie verlangsamen

جمله‌ی مثال با verlangsamen

  • Die Schneemassen verlangsamen den Straßenverkehr.

    توده‌های برف ترافیک جاده‌ها را کند می‌کنند.

«verlangsamen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.