سطح C2فعل

verzögern

تأخیر کردن، به تعویق انداختن

English: to delay, to postpone

صرف فعل verzögern

حال
er verzögert
گذشته‌ی ساده
verzögerte
پرفکت
hat verzögert
امری
verzöger! / verzögert!
  • ich verzögere
  • du verzögerst
  • er/sie/es verzögert
  • wir verzögern
  • ihr verzögert
  • sie verzögern

جمله‌ی مثال با verzögern

  • Hör auf, den Handel zu verzögern!

    دیگه معامله رو عقب ننداز!

«verzögern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.