سطح A2فعل

hängen

آویزان بودن، آویختن

English: to hang

صرف فعل hängen

حال
er hängt
گذشته‌ی ساده
hängte
پرفکت
hat gehängt
امری
hänge! / hängt!
  • ich hänge
  • du hängst
  • er/sie/es hängt
  • wir hängen
  • ihr hängt
  • sie hängen

جمله‌ی مثال با hängen

  • Du lässt mich hängen.

    من را رها میکنی.

«hängen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.