سطح A1فعل

aufhängen

آویزان کردن / پهن کردن (لباس)

English: to hang up

صرف فعل aufhängen

حال
er hängt auf
گذشته‌ی ساده
hängte auf
پرفکت
hat aufgehängt
امری
häng auf! / hängt auf!
  • ich hänge auf
  • du hängst auf
  • er/sie/es hängt auf
  • wir hängen auf
  • ihr hängt auf
  • sie hängen auf

جمله‌ی مثال با aufhängen

  • Ich hänge die Wäsche auf.

    من لباس‌ها را پهن می‌کنم.

مترادف و متضاد

مترادف

«aufhängen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.