متوجه شدن
English: to notice
Ich habe den Fehler nicht bemerkt.
من متوجه اشتباه نشدم.
Ich habe erst spät bemerkt, dass ich meinen Schlüssel vergessen habe.
من تازه دیر متوجه شدم که کلیدم را فراموش کردهام.
مترادف
«bemerken» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.