سطح B1فعل

bemerken

متوجه شدن

English: to notice

صرف فعل bemerken

حال
er bemerkt
گذشته‌ی ساده
bemerkte
پرفکت
hat bemerkt
امری
bemerke! / bemerkt!
  • ich bemerke
  • du bemerkst
  • er/sie/es bemerkt
  • wir bemerken
  • ihr bemerkt
  • sie bemerken

جمله‌ی مثال با bemerken

  • Ich habe den Fehler nicht bemerkt.

    من متوجه اشتباه نشدم.

  • Ich habe erst spät bemerkt, dass ich meinen Schlüssel vergessen habe.

    من تازه دیر متوجه شدم که کلیدم را فراموش کرده‌ام.

مترادف و متضاد

مترادف

«bemerken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.