سطح A1فعل

fernsehen

تلویزیون دیدن

English: to watch TV

صرف فعل fernsehen

حال
er sieht fern
گذشته‌ی ساده
sah fern
پرفکت
hat ferngesehen
امری
sieh fern! / seht fern!
  • ich sehe fern
  • du siehst fern
  • er/sie/es sieht fern
  • wir sehen fern
  • ihr seht fern
  • sie sehen fern

جمله‌ی مثال با fernsehen

  • Am Wochenende sehe ich oft fern.

    آخر هفته‌ها اغلب تلویزیون می‌بینم.

مترادف و متضاد

مترادف

«fernsehen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.