سطح C2فعل

festigen

تحکیم کردن، استوار کردن

English: to strengthen, to consolidate

صرف فعل festigen

حال
er festigt
گذشته‌ی ساده
festigte
پرفکت
hat gefestigt
امری
festige! / festigt!
  • ich festige
  • du festigst
  • er/sie/es festigt
  • wir festigen
  • ihr festigt
  • sie festigen

جمله‌ی مثال با festigen

  • Der Traum hilft, die untertags gewonnenen Erkenntnisse zu festigen.

    رویا به تثبیت دانسته‌های کسب‌شده در طول روز کمک می‌کند.

«festigen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.