سطح B2فعل

festen

محکم کردن

English: to fasten, to secure

صرف فعل festen

حال
er festet
گذشته‌ی ساده
festete
پرفکت
hat gefestet
امری
fest! / festet!
  • ich feste
  • du festest
  • er/sie/es festet
  • wir festen
  • ihr festet
  • sie festen

جمله‌ی مثال با festen

  • Ich habe festen Stuhl.

    من صندلی را محکم گرفتم.

«festen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.