سطح B2فعل

fernhalten

دور نگه‌داشتن

English: to keep away

صرف فعل fernhalten

حال
er hält fern
گذشته‌ی ساده
hielt fern
پرفکت
hat ferngehalten
امری
halt fern! / haltet fern!
  • ich halte fern
  • du hältst fern
  • er/sie/es hält fern
  • wir halten fern
  • ihr haltet fern
  • sie halten fern

جمله‌ی مثال با fernhalten

  • Du solltest dich von ihr fernhalten.

    باید از او دوری کنی.

«fernhalten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.