حساس، ظریف
English: sensitive
Ich bewundere, wie taktvoll und feinfühlig er dieses heikle Thema behandelt hat.
تحسین میکنم که چقدر با ملاحظه و ظرافت با این موضوع حساس برخورد کرده است.
«feinfühlig» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.