در هم فروریختن، ایمپلودن
English: to implode
Der alte Tank ist plötzlich implodiert.
مخزن قدیمی ناگهان در هم فرو ریخت.
«implodieren» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.