سطح A1فعل

kochen

پختن / آشپزی کردن

English: to cook

صرف فعل kochen

حال
er kocht
گذشته‌ی ساده
kochte
پرفکت
hat gekocht
امری
koch! / kocht!
  • ich koche
  • du kochst
  • er/sie/es kocht
  • wir kochen
  • ihr kocht
  • sie kochen

جمله‌ی مثال با kochen

  • Er kann sehr gut kochen.

    او می‌تواند خیلی خوب آشپزی کند.

«kochen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.