سطح B2فعل

bestreiten

انکار کردن، تأمین کردن

English: to deny, to cover (costs)

صرف فعل bestreiten

حال
er bestreitet
گذشته‌ی ساده
bestritt
پرفکت
hat bestritten
امری
bestreite! / bestreitet!
  • ich bestreite
  • du bestreitest
  • er/sie/es bestreitet
  • wir bestreiten
  • ihr bestreitet
  • sie bestreiten

جمله‌ی مثال با bestreiten

  • Tom wollte es bestreiten.

    تام می‌خواست آن را انکار کند.

«bestreiten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.