سطح C2فعل

erstechen

با چاقو زدن

English: to stab

صرف فعل erstechen

حال
er ersticht
گذشته‌ی ساده
erstach
پرفکت
hat erstochen
امری
erstich! / erstecht!
  • ich ersteche
  • du erstichst
  • er/sie/es ersticht
  • wir erstechen
  • ihr erstecht
  • sie erstechen

جمله‌ی مثال با erstechen

  • Der Täter versuchte, das Opfer zu erstechen.

    قاتل سعی کرد قربانی را با چاقو بزند.

«erstechen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.