سطح B2اسم

die Erschöpfung

خستگی مفرط، فرسودگی

English: exhaustion, fatigue

گرامر

آرتیکل
die
جمع
Erschöpfungen

جمله‌ی مثال با Erschöpfung

  • Herr Sato fiel vor Erschöpfung um.

    آقای ساتو از خستگی نقش بر زمین شد.

«Erschöpfung» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.