[ɛɐ̯ˈʃtɛçn̩]
با چاقو زدن
معنی، مثال و مترادفِ erstechen ←Der Täter versuchte, das Opfer zu erstechen.
قاتل سعی کرد قربانی را با چاقو بزند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی