غوطهور شدن، فرو بردن
English: to immerse, to dip
Man muß in die Kultur eintauchen, um die Sprache zu lernen.
برای یادگیری زبان باید در فرهنگ غرق شد.
«eintauchen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.