سطح C2فعل

tunken

غوطه دادن، فروبردن

English: to dip, to dunk

صرف فعل tunken

حال
er tunkt
گذشته‌ی ساده
tunkte
پرفکت
hat getunkt
امری
tunk! / tunkt!
  • ich tunke
  • du tunkst
  • er/sie/es tunkt
  • wir tunken
  • ihr tunkt
  • sie tunken

جمله‌ی مثال با tunken

  • Tom findet es schmackhaft, seine Kekse in den Kaffee zu tunken.

    تام دوست داره بیسکویت‌هاش رو توی قهوه فرو کنه.

«tunken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.