غوطه دادن، فروبردن
English: to dip, to dunk
Tom findet es schmackhaft, seine Kekse in den Kaffee zu tunken.
تام دوست داره بیسکویتهاش رو توی قهوه فرو کنه.
«tunken» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.