تعویض کردن، عوض کردن
English: to exchange, swap
Ich möchte dieses Hemd gegen eine größere Größe eintauschen.
میخواهم این پیراهن را با سایز بزرگتر عوض کنم.
«eintauschen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.