منطقه دورافتاده، بیابان
English: wilderness, desolate area
Ich lebe in einer Einöde.
من در یک بیابانِ خشک و خالی زندگی میکنم.
«Einöde» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.