سطح A1فعل

holen

آوردن

English: to fetch, to get

صرف فعل holen

حال
er holt
گذشته‌ی ساده
er holte
پرفکت
er hat geholt
امری
hole! / holt!
  • ich hole
  • du holst
  • er/sie/es holt
  • wir holen
  • ihr holt
  • sie holen

جمله‌ی مثال با holen

  • Ich hole Brot vom Bäcker.

    من نان از نانوایی می‌آورم.

مترادف و متضاد

مترادف

متضاد

«holen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.