به چنگ آوردن، گرفتن
English: to pack with gold, to gather
Er sackte den Sieg im letzten Moment ein.
او در لحظه آخر پیروزی را به چنگ آورد.
«einsacken» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.