سطح C2فعل

einsacken

به چنگ آوردن، گرفتن

English: to pack with gold, to gather

صرف فعل einsacken

حال
er sackt ein
گذشته‌ی ساده
sackte ein
پرفکت
ist eingesackt
امری
sack ein! / sackt ein!
  • ich sacke ein
  • du sackst ein
  • er/sie/es sackt ein
  • wir sacken ein
  • ihr sackt ein
  • sie sacken ein

جمله‌ی مثال با einsacken

  • Er sackte den Sieg im letzten Moment ein.

    او در لحظه آخر پیروزی را به چنگ آورد.

«einsacken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.