سطح C2فعل

einrenken

جا انداختن

English: to set (a joint), to straighten out

صرف فعل einrenken

حال
er renkt ein
گذشته‌ی ساده
renkte ein
پرفکت
hat eingerenkt
امری
renk ein! / renkt ein!
  • ich renke ein
  • du renkst ein
  • er/sie/es renkt ein
  • wir renken ein
  • ihr renkt ein
  • sie renken ein

جمله‌ی مثال با einrenken

  • Mach dir keine Sorgen, alles wird sich bald wieder einrenken.

    نگران نباش، همه‌چیز به زودی درست می‌شه.

«einrenken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.