سطح C2اسم

die Einsatzleitung

واحد عملیات

English: operations command

گرامر

آرتیکل
die
جمع
Einsatzleitungen

جمله‌ی مثال با Einsatzleitung

  • Die Einsatzleitung koordinierte die Rettungsarbeiten.

    واحد عملیات کارهای نجات را هماهنگ کرد.

«Einsatzleitung» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.