سطح B2فعل

einrichten

مبله کردن، ترتیب دادن

English: to furnish, to arrange

صرف فعل einrichten

حال
er richtet ein
گذشته‌ی ساده
richtete ein
پرفکت
hat eingerichtet
امری
richte ein! / richtet ein!
  • ich richte ein
  • du richtest ein
  • er/sie/es richtet ein
  • wir richten ein
  • ihr richtet ein
  • sie richten ein

جمله‌ی مثال با einrichten

  • Wer wird es einrichten?

    چه کسی آن را ترتیب می‌دهد؟

«einrichten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.