سطح B2اسم

die Einmischung

دخالت

English: interference, meddling

گرامر

آرتیکل
die
جمع
Einmischungen

جمله‌ی مثال با Einmischung

  • Wir brauchen eine Presse frei von Einmischung durch die Regierung.

    ما به رسانه‌ای نیاز داریم که دولت توش دخالت نکنه.

«Einmischung» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.