سطح C2فعل

einparken

پارک کردن (در جا)

English: to park (in a spot)

صرف فعل einparken

حال
er parkt ein
گذشته‌ی ساده
parkte ein
پرفکت
hat eingeparkt
امری
park ein! / parkt ein!
  • ich parke ein
  • du parkst ein
  • er/sie/es parkt ein
  • wir parken ein
  • ihr parkt ein
  • sie parken ein

جمله‌ی مثال با einparken

  • Rückwärts einparken sollte man können!

    دنده عقب پارک کردن را باید بلد بود!

«einparken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.