به خاطر سپردن، نقش بستن
English: to imprint, to memorize
Dieses Lied kann man sich leicht einprägen.
این آهنگ را به راحتی میتوان حفظ کرد.
«einprägen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.