[ˈaɪ̯nˌpaʁkn̩]
پارک کردن (در جا)
معنی، مثال و مترادفِ einparken ←Rückwärts einparken sollte man können!
دنده عقب پارک کردن را باید بلد بود!
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی