سطح B2فعل

einhalten

رعایت کردن

English: to keep, to observe (rules)

صرف فعل einhalten

حال
er hält ein
گذشته‌ی ساده
hielt ein
پرفکت
hat eingehalten
امری
halte ein! / haltet ein!
  • ich halte ein
  • du hältst ein
  • er/sie/es hält ein
  • wir halten ein
  • ihr haltet ein
  • sie halten ein

جمله‌ی مثال با einhalten

  • Man muss die Regeln einhalten.

    باید قوانین را رعایت کرد.

«einhalten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.