سطح B2صفت

eingeschränkt

محدود، کاهش‌یافته

English: limited, restricted

جمله‌ی مثال با eingeschränkt

  • Wegen der Krankheit ist seine Beweglichkeit eingeschränkt.

    به دلیل بیماری، تحرک او محدود است.

«eingeschränkt» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.