سطح C2فعل

durchwühlen

زیر و رو کردن

English: to rummage through

صرف فعل durchwühlen

حال
er durchwühlt
گذشته‌ی ساده
durchwühlte
پرفکت
hat durchwühlt
امری
durchwühle! / durchwühlt!
  • ich durchwühle
  • du durchwühlst
  • er/sie/es durchwühlt
  • wir durchwühlen
  • ihr durchwühlt
  • sie durchwühlen

جمله‌ی مثال با durchwühlen

  • Tom sah einen Obdachlosen eine Mülltonne nach Essbarem durchwühlen.

    تام دید که یک بی‌خانمان در حال گشتن در سطل زباله دنبال چیز خوردنی است.

«durchwühlen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.