جستوجوی دقیق، شانه کردن (مو)
English: to comb through, to search thoroughly
Die Polizei durchkämmte den Wald.
پلیس جنگل را به دقت جستجو کرد.
«durchkämmen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.