سطح B1فعل

durchsuchen

جستجو کردن، وارسی کردن

English: to search, to examine

صرف فعل durchsuchen

حال
er durchsucht
گذشته‌ی ساده
durchsuchte
پرفکت
hat durchsucht
امری
durchsuche! / durchsucht!
  • ich durchsuche
  • du durchsuchst
  • er/sie/es durchsucht
  • wir durchsuchen
  • ihr durchsucht
  • sie durchsuchen

جمله‌ی مثال با durchsuchen

  • Dürfen wir Ihren Wagen durchsuchen?

    اجازه می‌دهید ماشین‌تان را بازرسی کنیم؟

«durchsuchen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.