[ˈdʊʁçˌkɛmən]
جستوجوی دقیق، شانه کردن (مو)
معنی، مثال و مترادفِ durchkämmen ←Die Polizei durchkämmte den Wald.
پلیس جنگل را به دقت جستجو کرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی