جستوجو کردن، پایش کردن
English: to search, scan
Mein Hund ist weg! Ich lasse die Polizei den Wald absuchen!
سگم گم شده! میگذارم پلیس جنگل را بگردد!
«absuchen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.