سطح C1فعل

absuchen

جست‌وجو کردن، پایش کردن

English: to search, scan

صرف فعل absuchen

حال
er sucht ab
گذشته‌ی ساده
suchte ab
پرفکت
hat abgesucht
امری
such ab! / sucht ab!
  • ich suche ab
  • du suchst ab
  • er/sie/es sucht ab
  • wir suchen ab
  • ihr sucht ab
  • sie suchen ab

جمله‌ی مثال با absuchen

  • Mein Hund ist weg! Ich lasse die Polizei den Wald absuchen!

    سگم گم شده! می‌گذارم پلیس جنگل را بگردد!

«absuchen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.