نفوذناپذیر، غیرقابل درک
English: impenetrable, incomprehensible
Der Wald war dicht und undurchdringlich.
جنگل انبوه و نفوذناپذیر بود.
«undurchdringlich» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.