سطح C2فعل

durchbohren

سوراخ کردن، از میان سوراخ کردن

English: to pierce, to bore through

صرف فعل durchbohren

حال
er bohrt durch
گذشته‌ی ساده
bohrte durch
پرفکت
hat durchgebohrt
امری
bohr durch! / bohrt durch!
  • ich bohre durch
  • du bohrst durch
  • er/sie/es bohrt durch
  • wir bohren durch
  • ihr bohrt durch
  • sie bohren durch

جمله‌ی مثال با durchbohren

  • Ein Messer war bereit, das Herz mir zu durchbohren.

    چاقویی آماده بود که قلبم را سوراخ کند.

«durchbohren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.