سطح C2فعل

durchblicken

سر در آوردن، فهمیدن

English: to see through, understand

صرف فعل durchblicken

حال
er blickt durch
گذشته‌ی ساده
blickte durch
پرفکت
hat durchgeblickt
امری
blick durch! / blickt durch!
  • ich blicke durch
  • du blickst durch
  • er/sie/es blickt durch
  • wir blicken durch
  • ihr blickt durch
  • sie blicken durch

جمله‌ی مثال با durchblicken

  • Dan ließ durchblicken, dass er an die Überlegenheit der Weißen glaubt.

    دن اشاره کرد که به برتری سفیدپوستان باور دارد.

«durchblicken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.