سر در آوردن، فهمیدن
English: to see through, understand
Dan ließ durchblicken, dass er an die Überlegenheit der Weißen glaubt.
دن اشاره کرد که به برتری سفیدپوستان باور دارد.
«durchblicken» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.