سطح C2فعل

durchlöchern

سوراخ‌سوراخ کردن

English: to perforate, to riddle with holes

صرف فعل durchlöchern

حال
er durchlöchert
گذشته‌ی ساده
durchlöcherte
پرفکت
hat durchlöchert
امری
durchlöcher! / durchlöchert!
  • ich durchlöchere
  • du durchlöcherst
  • er/sie/es durchlöchert
  • wir durchlöchern
  • ihr durchlöchert
  • sie durchlöchern

جمله‌ی مثال با durchlöchern

  • Die Kugeln durchlöcherten die Wand.

    گلوله‌ها دیوار را سوراخ‌سوراخ کردند.

«durchlöchern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.