سطح C2فعل

bewilligen

تصویب کردن

English: to approve, to grant

صرف فعل bewilligen

حال
er bewilligt
گذشته‌ی ساده
bewilligte
پرفکت
hat bewilligt
امری
bewillige! / bewilligt!
  • ich bewillige
  • du bewilligst
  • er/sie/es bewilligt
  • wir bewilligen
  • ihr bewilligt
  • sie bewilligen

جمله‌ی مثال با bewilligen

  • Ich hoffe, das Bauamt wird den Bauantrag bald bewilligen.

    امیدوارم اداره‌ی ساختمان به‌زودی پروانه‌ی ساخت را صادر کند.

«bewilligen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.