تصویب کردن
English: to approve, to grant
Ich hoffe, das Bauamt wird den Bauantrag bald bewilligen.
امیدوارم ادارهی ساختمان بهزودی پروانهی ساخت را صادر کند.
«bewilligen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.