آماده کردن
English: to provide, make available
Wer wird für die Risikoanlage Kapital bereitstellen?
چه کسی برای سرمایهگذاری پرریسک سرمایه فراهم میکند؟
Wir müssen die Testumgebung für die QA-Abteilung bereitstellen.
ما باید محیط تست را برای بخش تضمین کیفیت فراهم کنیم.
«bereitstellen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.