سطح C2فعل

bewohnen

سکونت داشتن، زیستن

English: to inhabit, to dwell

صرف فعل bewohnen

حال
er bewohnt
گذشته‌ی ساده
bewohnte
پرفکت
hat bewohnt
امری
bewohne! / bewohnt!
  • ich bewohne
  • du bewohnst
  • er/sie/es bewohnt
  • wir bewohnen
  • ihr bewohnt
  • sie bewohnen

جمله‌ی مثال با bewohnen

  • Dieses Haus ist bequem zu bewohnen.

    این خانه برای زندگی راحت است.

«bewohnen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.