پیشبینی کردن، در نظر گرفتن
English: to provide for, to envisage
Hier muß man sich sehr vorsehen.
اینجا باید خیلی مواظب بود.
«vorsehen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.