سطح B2فعل

vorsehen

پیش‌بینی کردن، در نظر گرفتن

English: to provide for, to envisage

صرف فعل vorsehen

حال
er sieht vor
گذشته‌ی ساده
sah vor
پرفکت
hat vorgesehen
امری
sieh vor! / seht vor!
  • ich sehe vor
  • du siehst vor
  • er/sie/es sieht vor
  • wir sehen vor
  • ihr seht vor
  • sie sehen vor

جمله‌ی مثال با vorsehen

  • Hier muß man sich sehr vorsehen.

    اینجا باید خیلی مواظب بود.

«vorsehen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.