[bəˈvɪlɪɡn̩]
تصویب کردن
معنی، مثال و مترادفِ bewilligen ←Ich hoffe, das Bauamt wird den Bauantrag bald bewilligen.
امیدوارم ادارهی ساختمان بهزودی پروانهی ساخت را صادر کند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی